به لطف خدا همه آبله هاشون خشك شده و حالا در حال پرريزي هستن.

خدا رو شكر يه گنجه بزرگ هم گيرم اومده و همين روزا بايد يه سري كفتر خوبم بگيرم.
خب متاسفانه بيماري جوجه هاي قبلي به جوجه هاي اين سري هم سرايت كرده گويا(در صورتي كه 15 روزي ميشه اونا رو رد كردم و اصلا نيستن)
جاي گنجه و همه جا هم هر روز نظافت ميشه من موندم با اين جوجه ها چيكار كنم؟


مجتبي 24 ساله از شيراز هستم.
عشق به كبوتر از بچگي تو وجود من بود طوري كه از دوران هنرستان از چندين كبوتر نگهداري ميكردم،همون اوايل بخاطر داشتن بون كوتاه و بودن چند تا كبوترباز كنار خونمون هميشه كبوتراي خوبم باخت ميرفتن، براي همينم ديگه قيد پروندن كبوترو زدم و رو آوردن به پرورش كبوتراي نقش،همسايه ديوار به ديوارمون يه گنجه داشت پر از طوقي از همه رنگاش هم نگهداري ميكرد بخاطر همين عشق من شده بود طوقي، يادمه يه بار يه جوجه طوق سبز بهم داد كه به كم سرماخورده بود بهم گفت بهش به دونه (دانه به) بده تا خوب بشه منم هر روز بهش ميرسيدم تا كم كم خوب شد، همون موقع يه جفت از كبوترام جوجه دار شده بودن اين طوق سبز هم خيلي علاقه داشت بره تو جاي اونا و به جوجه هاي اون 2 تا كبوتر غذا بده ولي وقتي اون 2 تا پدر و مادره ميفهميدن اين داره به جوجه شون غذا ميده اونو تا ميخورد ميزدن...خلاصه گفتني از اين موجود زيبا تموم نشدني هست و خاطراتي كه من از كبوتر دارم تكرار نشدني.. تا اينكه من دانشگاه قبول شدم و بايد به شهر ديگه اي ميرفتم براي همين اونا رو رد كردم ، اما امان از آدم عشق باز الان چند سال بعد از اينكه دانشگاهم تموم شده و دارم ميرم سركار خواستم دوباره خاطراتم دوباره تكرار بشن براي همين فعلا يه جفت سفيد كاكل پاپر آوردم كه عكسش رو براتون ميزارم.يه جفت جوجه 50 روزه داشتن كه ردشون كردم رفت الان يه جفت جوجه تقريبا 20 روزه دارن .دنبال يه گنجه خوب ميگردم و احتمالا ميخوام با پليت فلزي يه گنجه درست و حسابي درست كنم.

